الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

375

الخصال ( فارسى )

خود را بىشوهر گذارد اگر چه رشته‌اى باشد كه به گردن كند و روا نيست كه انگشتان خود را سفيد و بدون خضاب گذارد اگر چه با حنا آن را مالش دهد ، در حال حيض خضاب نبندد زيرا ممكنست شيطان او را آزار كند . چون زن را در حال نماز حاجتى رخ دهد دو دست را به هم زند ولى مرد در حال نماز با سر و دست خود اشاره مىكند و بلند سبحان اللَّه ميگويد براى زن روا نباشد كه سر برهنه و بدون سرپوش نماز بخواند مگر كنيز كه ميتواند سر برهنه نماز بخواند ، براى زن در غير حال نماز و احرام جايز است جامهء ابريشمين بپوشد ولى بر مردان حرامست مگر در حال جهاد ؟ جايز است زن انگشتر طلا بدست كند و با آن نماز بخواند ولى بر مرد حرامست پيغمبر ( ص ) فرمود يا على انگشتر طلا بدست مكن كه آن زيور تو است در بهشت ، جامه ابريشمين مپوش كه آن جامه تو است در بهشت براى زن روا نيست كه بنده خود را آزاد كند يا آنكه از مال خود احسانى بدهد مگر آنكه از شوهر خود اجازه داشته باشد ، روا نيست كه روزهء مستحبى بگيرد مگر با اجازهء شوهرش ، روا نيست زن با نامحرم دست بدهد يا بيعت كند مگر از پشت جامه روا نيست كه حج مستحبى رود مگر به اجازه شوهرش ، روا نيست كه زن بحمام رود كه بر او حرامست روا نيست كه سوار زين شود مگر از ناچارى يا در سفر ، ارث زن نيمه ارث مرد است ، ديه زن نيم ديه مرد است و در ديه زخمها تا سه يك ديه كامله برسد با مرد برابر است و چون بيشتر شد به نصف بر ميگردد چون زنى تنها با مرد نماز جماعت بخواند پشت سر مرد بايستد و كنار او نايستد چون كسى بر جنازه زنى نماز بخواند برابر سينه او بايستد ولى اگر جنازه مرد باشد برابر سر او بايستد ، چون جنازه زن را